چاپ شده در کشیده ی نوروز 91:
موضوع انشا ء:
تحریمات خود را چگونه گذراندید ؟!!
به نام خدایی که همه ی ما را آفرید . ما را آفرید تا درس بخوانیم و نمره بگیریم و بزرگ بشویم که بعد ازدواج کنیم و مستأجر بشویم و از اجاره خانه بنالیم و بچه هایی دنیا بیاوریم که درس بخوانند و نمره بگیرند و بزرگ بشوند که بعد ازدواج کنند و مستأجر بشوند و از اجاره خانه بنالند . به نام خدایی که خارجی ها را آفرید که بنشینند در کشورشان و در خیالاتشان ما را تحریم کنند . من اول نمی دانستم معنی تحریم چیست . برای همین از پدرم که دانای کل است سؤال کردم که این تحریم یعنی چه !پدرم داشت مهریه ی مادرم را به قیمت سکه ی امروز حساب می کرد عصبانی شد و گفت که این حرف ها به تو نیامده است . من به پدرم نگاه کردم و گفتم که این موضوع انشاء ما است. پدرم یک چیزی گفت که درست نیست بنویسم و در ادامه اش گفت که در زمان خودش موضوعات انشاء این بود که تعطیلات خود را چگونه گذرانده اید و پدرم همیشه از تخیلاتش استفاده می کرد و هر جا که آرزو داشته برود ادعا می کرد که رفته ! پدرم داشت با این حرف ها از زیر سؤال تحریم یعنی چه ؟در می رفت که جلوی راهش را گرفتم و دوباره پرسیدم که برای بار دوم عرض می کنم .تحریم یعنی چه و ما تحریمات خود را چگونه گذراندیم . پدرم با مهربانی گوشم را گرفت و گفت با این که این چیزها به تو مربوط نمی شود ولی اگر قیمت نفت را نگاه کنی می فهمی تحریم یعنی چه !
بعد هم در حالی که گوشم در دستش بود گفت ! همان زمان هایی که ، برای کمک به روند کار دلالان ارز ، از صبح تا شب و از شب تا به صبح در بازار بودم و هر ارز و دلاری که دست دلالان مانده بود را به قیمت دوبرابری می خریدم تا آن را پنج برابر بفروشم اما شانس نیاوردم را یادت می آید؟!در حالی که گوشم در دست پدرم بود تأیید کردم و انشایم را نوشتم. او آن یکی گوشم را هم پیچاند و گفت یادت هست از صبح تا شب پشت در بانک مرکزی بودم؟ فکر می کنی نگران کارمندان بانک مرکزی بودم!/ نخیر قیمت سکه و ارز راپیگیری می کردم .نمی بینی چقدر با مادرت مهربان شده ام نگرانم که مبادا مادرت سکه های مهریه اش را به اجرا بگذارد .فکر می کنی چرا دیگر اقوام به خانه ی ما نمی آیند هم آنها از آمدن به خانه ی ما تحریم شده اند و هم ما از رفتن به خانه شان!
نمی بینی چقدر شنایم خوب شده است!؟ داشتم با امواج سهمگین گرانی شنا می کردم و هر روز جلوی عابر بانک ها می ایستم و نگرانم که یارانه ام به حسابمان واریز می شود یا نه !مادرم که آمد پدر مرا بوسید و لبخند زد!پدرم که گوشم را رها کرد فهمیدم این تحریم با مهریه ی مادرم ارتباط مستقیمی دارد .مادرم مدام دارد با تله تکست سکه های مهریه اش را حساب می کند . اما به قول مامانم این وسط یک سوء تفاهمی شده است که انگلیسی ها فکر می کنند با تحریم دارند ما را اذیت می کنند . کانون خانواده ی ما که خیلی گرم شده است . پدرم خیلی فعال شده و مدام به بازار ارز و دلار می رود . تلویزیونمان هم هیمشه روشن است که قیمت ارز را اعلام کند و چه چیزی بهتر از این ؟همه با هم مهربانیم و از این تحریم ها خیلی خوشحالیم!تازه اقواممان هم به خانه ی ما نمی آیند و هر چه مادرم غذا می پزد من می خورم چون از گلوی پدرم هیچ غذایی پائین نمی رود! این بود انشای من درباره ی تحریمات خود را چگونه گذراندید!
